کهیعص
(( کربلا - هلاکت - یزید - عطش - صبر )) 
قالب وبلاگ

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

مفهوم فرهنگ:

ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، كاری است بس دشوار. ولی هسته اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزش‏های وابسته به آن‏هاست.(1) تایلور در تعریف فرهنگ می‏گوید: «فرهنگ... به مفهوم وسیع مردم‏شناختی آن، كل پیچیده‏ای است كه دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، رسم و هر نوع قابلیت و عادت دیگری را، كه انسان به صورت عضوی از جامعه كسب می‏كند، در برمی‏گیرد.»(2)

آلن بیرو در این زمینه می‏نویسد: «فرهنگ عبارت است از هر آنچه كه در یك جامعه معین كسب می‏كنیم و می‏آموزیم و می‏توانیم انتقال دهیم.... برای مشاهده و مطالعه فرهنگ می‏توان آثار تحقق یافته آن یعنی آثار هنری، فنی، ادبی و... یا رفتارها و اشكال و صور مناسبات بین انسان‏ها و نیز كاربرد ارزش‏ها و نحوه مشاركت در مظاهر فرهنگی و انتقال آن را ملاحظه نمود كه نشان‏دهنده میزان نفوذ فرهنگ بین مردم است.»(3)

 

36.jpg

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:23 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1)

 20.jpg

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:21 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست.

براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‏اى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند:

 51.jpg

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:19 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

 بقاى شريعت اسلام 

او كشته شد كه دين خدا جاودان شود     جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است

اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليت‏ها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمى‏شد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مى‏گراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مى‏كرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (ص) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.

179.jpg 

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:18 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بى‏روح مسلمين در همه اعصار دميد.

سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد».

 35.jpg


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:14 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

مسؤوليت ديني 

اسلام، مسؤوليت بزرگي را در مورد آنچه در کشور مسلمين اتفاق مي افتد، حوادث و بحرانهايي که با دين آنان منافات دارد و با منافعشان سازگار نيست، برعهده هر مسلمان گذاشته است؛ زيرا هيچ پذيرفته نيست در اسلام که مسلمان، در برابر حوادث تکان دهنده اي که بر امّت يورش مي آورد و منافع آن را نابود مي سازد، موضعي غير مسؤولانه و لا اباليگرانه داشته باشد، در حالي که پيامبر صلي الله عليه و آله اين مسؤوليت را اعلام کرده و فرموده است: «کلکم راع و کلّکم مسؤول عن رعيّته» «هرکدام از شما در مورد اجتماع و مردمش مسؤوليت دارد»، پس مسلمان در برابر خداوند مسؤول است که اجتماعش را مورد توجه خود قرار دهد و براي حفظ منافع کشور و دفاع از امتش، بيدار بماند.
در پرتو اين مسؤوليت بزرگ است که امام با ستم امويان مبارزه نمود و بابرنامه هاي آنان که هدفشان به بردگي کشيدن امّت و خوار نمودن آن و به يغما بردن ثروتهايش مي باشد، نبرد کرد، آن حضرت عليه السلام در مورد آنچه اسلام بر او واجب کرده مبني بر اين که با حکومت طاغوتي يزيد جهاد کند، در برابر حرّ و يارانش سخن گفته است. آن حضرت عليه السلام فرمود:
«اي مردم! رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است: هر کس سلطان ستمگري را ببينيد که حرام خدا را حلال مي شمارد و فرمان خدا را ناديده مي گيرد و با سنّت رسول خدا صلي الله عليه و آله مخالفت مي کند و با بندگان خدا به گناه و تعدّي رفتار مي نمايد، ولي به سخن يا به عمل بر او اعتراض نکند، بر خداوند حق است که او را به جايگاهش وارد سازد».


alt 


وظيفه ديني بر امام واجب مي ساخت که در برابر حکومت اموي قيام کند، حکومتي که حرامهاي خدا را حلال شمرده و فرمانهايش را ناديده گرفته و با سنّت رسول خدا صلي الله عليه و آله مخالفت نموده بود، جمعي از علماي مسلمين به صراحت بيان کرده اند که وظيفه ديني بر امام واجب مي ساخت که در صحنه هاي جهاد، در دفاع از اسلام، دست به عمل بزند. که بعضي از آنان عبارتند از:

 

الف - امام محمد عبده: «امام محمد عبده» در بيان حکومت عادل و ظالم در اسلام به قيام امام بر ضد حکومت يزيد اشاره نمود و قيام امام را وظيفه اي شرعي دانست و گفت: «اگر در دنيا حکومتي عادل يافت شود که شريعت را به پاي دارد و حکومت ستمگر ديگري که آن را برپاي ندارد، بر هر مسلماني واجب است که اولي را ياري دهد و دومي را فرو گذارد... و از اين گونه است قيام امام حسين عليه السلام سبط پيامبر صلي الله عليه و آله بر امام جور و ستم که به زور و منکر امور مسلمين را در دست گرفته بود، يزيد بن معاويه که خداوند هم او را خوار بدارد و هم حاميانش يعني «کراميه» و «نواصب» را خوار نمايد» (1) .

ب - محمد عبدالباقي: «استاد محمد عبد الباقي سرور»، درباره مسؤوليت ديني و اجتماعي که بر امام واجب مي ساخت تا در برابر حکومت يزيد به مبارزه بر خيزد، گفته است: «اگر حسين عليه السلام، با يزيد فاسق بي بند و بار بيعت مي نمود که شراب و زنا را مباح ساخته و کرامت خلافت را به همنشيني با زنان آوازخوان، منحط نموده و جلسات شرابخواري را در مجلس حکومت برپا نموده و سگان و بوزينگان را خلخالهايي از طلا پوشانده بود در حالي که صدها هزار مسلمان گرسنه و محروم برجاي مانده بودند.
اگر حسين عليه السلام با يزيد بيعت مي کرد که با اين وضع، خليفه رسول خدا صلي الله عليه و آله باشد، اين، فتوايي از حسين عليه السلام بر مباح شمردن اين کار براي مسلمين مي بود و سکوت وي نيز نشانه رضايت در اين موارد بود و رضايت به ارتکاب منکرات، اگر چه به سکوت باشد، به حکم شريعت اسلام، گناه و جرم شمرده مي شود... حسين با وضعي که در روزگار يزيد داشت، در شبه جزيره عرب و بلکه در همه
سرزمينهاي اسلامي، به خاطر جايگاهش نزد مسلمين و قرابتش از رسول پروردگان جهانيان و به خاطر اينکه پس از مرگ بزرگان مسلمين، عظيم ترين فرد مسلمان آن روزگار از جهت علم، زهد، نسب و موقعيّت بود، لذا وي آن شخصيتي بود که براي حمايت از ميراث اسلامي، مسؤوليت داشت، بنابراين، احساس مسؤوليتي نمود که او را ندا مي داد و از او مي خواست تا منکرات را متوقف سازد، خصوصاً اينکه آن کس که اين منکرات را انجام مي داد و ديگران را به ارتکاب آنها تشويق مي نمود، همان کسي بود که در جايگاه رسول خدا صلي الله عليه و آله نشسته بود، اين يک.
دوّم اينکه: آن حضرت براي خلافت، بيعتهايي از جزيرة العرب و سي هزار پيام از سي هزار نفر عراقي از ساکنان بصره و کوفه دريافت نمود که از او مي خواستند براي مشارکت با آنان در جنگ با يزيد بن معاويه حرکت کند و با تکرار اين پيامها بر او اصرار ورزيدند تا آنجا که رئيس آنان، عبداللَّه بن حصين، گفت: اي حسين! در روز قيامت، از تو نزد خداوند متعال، شکايت خواهيم کرد، اين چگونه ممکن است در حالي که حسين، حميّتي ديني و غيرتي اسلامي داشت و مفاسد را در برابر چشمان خود مي ديد؟! چگونه ممکن است به نداي آنان پاسخ ندهد؟! بنابراين، ندايشان را آن گونه که شريعت اسلامي دستور مي دهد، پاسخ مثبت داد و به سوي عراق حرکت نمود» (2) .
اين، نظر به غايت محکم است، زيرا همراه با دلايل شرعي است که مسؤوليت جهاد و قيام بر ضد حکومت طاغوتِ زمان را بر عهده امام قرار مي دهد.

ج - عبدالحفيظ ابوالسعود: «استاد عبد الحفيظ ابوالسعود» مي گويد: «امام حسين عليه السلام ملاحظه کرد که اينک - يعني پس از هلاکت معاويه - عدم پذيرش خود را نسبت به اين بيعت اعلام کند و براي خود از مسلمين بيعت بگيرد اين کار براي محافظت از اسلام و رفع ظلم و دور کردن آن تبهکار (يزيد) از آن جايگاه با ارزش، کمترين وظيفه به شمار مي آمد» (3) .

د - دکتر احمد محمود صبحي: و از جمله کساني که از اين مسؤوليت ديني سخن گفته اند، «دکتر احمد محمود صبحي»است. وي مي گويد: «در اقدام حسين عليه السلام به بيعت با يزيد، انحراف از اصول دين مي بود؛ زيرا سياست ديني مسلمين، وراثت سلطنت به صورت ولايت عهدي را چيزي جز بدعتي هرقلي نمي دانست که بر اسلام داخل گردانيده شده بود و از آنجا که انتخاب شخص يزيد، با آن زشتکاري که از وي شناخته شده و تمايلي که به لهو و شرابخواري و همنشيني با بوزينگان داشت، براي اينکه منصب خلافت رسول خدا صلي الله عليه و آله را عهده دار شود، بزرگترين گناه سياسي در اسلام بود که هر کس در آن مشارکت مي داشت و به آن راضي مي بود، متحمل گناه آن مي گشت، چه رسد به اينکه اقدام کننده به اين کار، فرزند دخت رسول اللَّه باشد. در اين صورت، قيام حسين عليه السلام، مسأله اي بود که به دعوت و عقيده بيش از سياست و جنگ متّصل مي شد» (4) .

ه علائلي: «علائلي» مي گويد: «وظيفه اي براي خليفه وجود دارد که اگر انجام ندهد، بر امّت واجب مي شود او را سرنگون سازند و بر مردم واجب مي گردد که بر ضد وي قيام کنند و آن تلاش در عمل به قانوني است که همه مردم در برابر آن خاضع هستند، در غير اين صورت، هرگونه تظاهري بر خلاف آن، خودسري و تبهکاري خواهد بود. نيز بر شخص مجري قانون، واجب است که بيش از هر شخص ديگري به احترام قانون تظاهر نمايد و مسؤوليتش از اين جهت، بزرگتر است، پس هرگاه پادشاه، فاسق شود و فسق خود را آشکار نمايد و خداوند و پيامبرش و مؤمنان را ناديده گيرد، خضوع در برابر وي، چيزي جز خضوع براي فسق فحشا و منکر نخواهد بود و اعتماد بروي چيزي جز اعتماد بر خودسري و فسق آشکار نيست. اين همان معناي تحليلي گفتار آن حضرت عليه السلام است که فرمود: يزيد مردي فاسق، شرابخوار و آدمکش است که فسق را آشکارا انجام مي دهد» (5) .
اينها برخي از نظرياتي است که جمعي از علما در مورد الزام شرعي امام به قيام بر ضد يزيد طاغوتي ابراز نموده اند آن حضرت حق نداشته است در برابر ظلم و ستمي که يزيد مرتکب مي شد، موضعي بي تفاوت اتخاذ نمايد.

 alt 


 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:12 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكست‌ناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته مي‌شود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نمي‌دهند، كارهاي زشت و حقير نمي‌كنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان مي‌بازند.

ستم‌پذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه مي‌گيرد.


11.jpg 

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:08 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]
نقش آمار در ارائه سيماى روشن‏تر از هر موضوع و حادثه،غير قابل انكار است.ليكن‏در حادثهكربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمى‏توان در بسيارى از جهات،آمار دقيق و مورد اتفاق ذكر كرد و آنچه نقل شده،گاهى تفاوتهاى‏بسيارى با هم دارد.در عينحال بعضى از مطالب آمارى،حادثه كربلا را گوياتر مى‏سازد. 
به همين دليل به ذكر نمونه‏هايى از ارقام و آمار مى‏پردازيم: مدت قيام امام حسين‏«ع‏»ازروز امتناع از بيعت با يزيد،تا روز عاشورا 175 روزطول كشيد :12 روز در مدينه ،4 ماه و 10 روزدر مكه،23 روز بين راه مكه تا كربلا و8 روز در كربلا (2 تا 10 محرم) . 
منزلهايى كه بين مكه تا كوفه بود و امام حسين آنها را پيمود تا به كربلا رسيد18 منزلبود(معجم البلدان). 
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهى پنج فرسخ بود. 
منزلهاى ميان كوفه تا شام 14 منزل بود كه اهل بيت را در حال اسارت از آنها عبوردادند. 
نامه‏هايى كه از كوفه به امام حسين‏ «ع‏» در مكه رسيد و او را دعوت به آمدن كرده‏بودند 12000نامه بود (طبق نقل شيخ مفيد). 
بيعت كنندگان با مسلم بن عقيل در كوفه 18000 نفر،يا 25000 نفر و يا 40000 نفرگفته شدهاست. 
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه آمده است 17 نفر . 
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه نيامده 13 نفر .سه نفر هم‏كودكان بنى هاشم شهيد شدند،جمعا 33 نفر .اين افراد به اين صورت‏اند : 
امام حسين‏«ع‏» 1 نفر ، اولاد امام حسين 3 نفر ، اولاد على‏«ع‏» 9 نفر ،اولاد امام حسن 4 نفر ، اولاد عقيل ‏12 نفر ،اولاد جعفر 4 نفر.

 
ammar-nehzat-karbala.jpg
 

ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 7:00 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.

خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئه‏ها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.

چنانكه در زيارت وارث مى‏خوانيم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر».

 54.jpg

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 6:55 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]

با توجه به مفهوم پيروزى و شكست ، به اين نتيجه مى رسيم كه پيروزى آن نيست كه انسان از ميدان نبرد سالم به در آيد و يا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پيروزى آن است كه هدف خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد. اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص فرموده است : «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب» (1) كسى كه گناه بر او پيروز شد، شكست مى خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر يافت در واقع مغلوب است ». از اين رو اگر چه امام حسين (ع) و يارانش پس از يك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظيم شهادت رسيدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف اين بود كه به تكليف عمل شده و ماهيت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمين بيدار گردد، كه اين هدف به خوبى انجام گرفت . 

 26.jpg

 


ادامه مطلب

[ شنبه 23 آبان 1394  ] [ 6:54 AM ] [ خادم چهارده معصوم علیه سلام ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ كهيعص [١٩:١] ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا [١٩:٢] إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا [١٩:٣] . . (سوره مبارکه مریم) ***عضو باشگاه راسخون بلاگ***
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 16214 نفر
كل مطالب : 194 عدد
تعداد نظرات : 15 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 9 آبان 1394  عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 11 آبان 1395 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا دانشنامه عاشورا